مسئول نشريه هفتگي  :

 nahid_khanomii@yahoo.com


 نظرات و همكاري شما :

براي ارائه نظرات خود در مورد نشريه هفتگي با آدرس زير در تماس باشيد :

nahid_khanomii@yahoo.com

 

Num:

101


 تبليغات شما در مجلات راه نرفته :

 براي تبليغ و معرفي سايت ، وبلاگ ، محصولات و شركت خود در گروه راه نرفته با ما تماس بگيريد
:

rahe_narafteh@yahoo.com

 

« به نام خالق زندگی و هدایت کننده آن»

 

وقتي کسي را دوست داريم نيازي نيست بدانيم

در بيرون از ما چه مي گذرد زيرا همه چيز در درون ما مي گذرد.

 

سلام به دوستان گلم در راه نرفته

دوستان بدلیل امتحانات مدتی موفق به ارسال نشریات نبودم

انشاالله زین پس بیشتر در خدمت خواهم بود

 

با تشكر: ناهید صادقي - مدير راه نرفته

 

براي ديدن شماره قبلي نشريه هفتگي روي تيتر زير كليك كنيد:

شماره ۱۰۰ نشريه هفتگی با بازی تست تمرکز تقديم می کند

 

برای گرفتن عکس  روزانه در گروه شيرازيا اینجا را کليک کنيد  

درد دلي بين خدا و بنده گنهکارش

 

درد دلي بين خدا و بنده گنهکارش

 

خدايا با من قهري ...!!!

بنده ي من نماز شب بخوان که يازده رکعت است...

- خدايا! خستـه ام، نمـيتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم!

- بنده ي من! قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان...

- خدايا! سه رکعت زياد است!

- بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو

- خدايا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم ميپرد!

- بنده ي من! همان جا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله...

- خدايا! هوا سرد است و نمـيتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!

- بنده ي من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب ميکنيم.....

بنده اعتنايي نميکند و مـيخوابد.....

- ملائکه ي من! ببينيد من اين قدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده است. چيزي به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است،امشب با من حرف نزده است...

- خداوندا! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد...

- ملائکه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست...

- پروردگارا! باز هم بيدار نمـيشود!

اذان صبح را مـيگويند، هنگام طلوع آفتاب است...

- اي بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـيشود...

خورشيد از مشرق سر برمـي آورد. خداوند رويش را برمـيگرداند.

ملائکه ي من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهر کنم؟

واي نه ... !

خداي مهربونم..... با منم قهري.....؟؟!

ولي باز هم خدا من رو مي بخشد

و باز هم ... !

 

خدایا "ای خدای زیبا

ای خدا زیبایی ها!

به من یاد بده چگونه

خود را دل را زیبا کنم

خدایا کمکم کن یاد بگیرم

زیبا حرف بزنم و

زیبا رفتار کنیم

خدایا شنیده ام صدای هر کس

که تو را می خواند

و دستانش را به سویت دراز می کند

می شنوی شنیده ام

دلهای شکسته را پیوند می زنی البته دل خودم

نشکسته چون تو رو توش دارم

گل امید را در دلها می کاری

چون نمی خواهی بند گانت

نا امید باشند پس دل شکسته ی دوستام

را به تو

می سپارم و دستان محتاجم را

به سوی تو دراز می کنم صدایم

را بشنو

تا مثل هر شب عاشقانه برایت بخوانم

 

فرستنده: نرگس از جهرم

IranTapesh.net

IranTapesh.net
 

ازدواج و خانواده

 
 

فواید نداشتن فرزند

 

 

 

 

 

خیلی از زوج ها در نقطه ای از زندگی خود تصمیم می گیرند که تشکیل خانواده دهند و صاحب فرزند شوند. اما خیلی دیگر از زوج ها هم هستند که تصمیم می گیرند به هیچ وجه بچه دار نشوند. انتظار جامعه این است که هر دو نفر که با هم ازدواج می کنند، صاحب فرزند شوند و آنهایی که چنین کاری نمی کنند معمولاً "خودخواه"، "غیرعادی" و  یا "مشکل دار" خوانده می شوند. اما خیلی از این افراد، به جای اینکه خودشان را "بدون فرزند" ببینند، که روی فقدان و کمبود آنها تکیه دارد، خودشان را "رها از فرزند" می بینند و این یعنی به اختیار خودشان این وضعیت را انتخاب کرده اند.

 

یک زوج رها از فرزند، در همان طبقه زوج های بی اولاد که دوست دارند صاحب بچه شوند اما قادر به بچه دار شدن نیستند، قرار نمی گیرند. زوج های رها از اولاد آنهایی هستند که درمورد بچه دار شدن با هم صحبت کرده و تصمیم گرفته اند که صاحب بچه نشوند. این مسئله به فاکتورهای مختلفی بستگی دارد مثل وضعیت وراثت در خانواده ای که نمی خواهند بیماری خاصی را به فرزندشان منتقل کنند، یا آسیب هایی که خودشان در زمان کودکی تجربه کرده اند. برخی از زوج ها هم اصلاً غریزه پدر یا مادری ندارند و به همین خاطر فکر می کنند که منصفانه نیست بچه ای را در این شرایط به دنیا بیاورند.

 

اعضای خانواده این زوج هایی که دوست ندارند بچه دار شوند، معمولاً به آنها فشار می آورند که بچه دار شوند. پدر و مادرهای زوج که آرزوی پدربزرگ یا مادربزرگ شدن را در سر می پرورانند و دوست دارند که کسی باشد که نام خانوادگی آنها را به نسل های بعد منتقل کند، بیشتر از هر کس دیگر آنها را به بچه دار شدن تحریک می کنند. این فشار وقتی والدین زوج بچه دیگری نداشته باشند، شدت بیشتری پیدا می کند. به این ترتیب همه جمع های خانوادگی برای زوج جوان بسیار پرفشار شده و همه بحث ها به بچه دار شدن آنها ختم می شود. همچنین وقتی بقیه خواهر برادرهای زوج نامبرده، همه یکی پس از دیگری بچه دار شوند، تطبیق یافتن در جمع آنها برای آن زوج بسیار دشوار می شود. خیلی از دوستانشان هم که بچه دار شده اند، کم کم رابطه شان را با آنها کمتر می کنند چون وجه اشتراکشان با هم کمتر می شود. حتی ممکن است دیگران با دیده سوءظن به آنها نگاه کنند. خیلی از مردم تصور می کنند چنین زوج هایی به این خاطر بچه دار نمی شوند که یا قدرت باروری ندارند و یا اصلاً بچه ها را دوست ندارند. این درحالی است که در کمتر مواردی چنین تصوری صحت دارد.

 

بااینکه بچه ها موهبت الهی هستند و وجود آنها، اگر خواسته و برنامه ریزی شده باشد، باعث قشنگ تر شدن زندگی می شود اما زوج هایی که تصمیم می گیرند بچه دار نشوند هم از مزایای زیادی بهره مند می شوند. با وجود درگیری های کاری زن و  مرد در جامعه امروز، این زوج ها دیگر لازم نیست نگران برنامه ریزی زمانی برای نگهداری از بچه باشند. همچنین از نظر مالی نیز وضعیت بهتری پیدا می کنند چون دیگر نیازی نیز زیر بار خرج کمرشکن بزرگ کردن بچه از بدو تولد تا بزرگسالی بروند و این باعث می شود پول بیشتری برایشان بماند که در هر راهی که بخواهند خرجش کنند.

 

زوج هایی که بچه ندارند وقت بیشتری برای اختصاص دادن به همدیگر دارند که باعث می شود بیشتر از زوج های بچه دار به هم نزدیک شوند. این به آن معنا نیست که زوج هایی که بچه دارند رابطه نزدیکی با همدیگر ندارند؛ اما مسئولیت های آنها در قبال مراقبت از بچه وقتشان را بسیار محدود می کند.

 

نتیجه اینکه درست نیست بگوییم زوج هایی که خودشان تصمیم می گیرند بچه دار نشوند، به طریقی عیب و ایراد دارند یا فقدانی در زندگیشان دارند. اگر زن و مرد به اتفاق هم تصمیم گرفته باشند که بچه دار نشوند، آنوقت خانواده و دوستان باید به نظر و تصمیم آنها احترام بگذارند و برای تغییر عقیده شان روی آنها فشار نیاورند. از این گذشته، حتی اگر آنها نظرشان را هم عوض کنند، این آنها هستند که باید مسئولیت های بچه داری را به دوش بکشند نه خانواده و اطرافیانشان.

 


 

جدیدترین اخبار و لینک روز

 

سه شنبه، 25 تير ماه

·

هواي تهران از فردا خنک مي شود

شنبه، 22 تير ماه

·

اجاره صلواتی يك آپارتمان !

چهارشنبه، 19 تير ماه

·

آيت الله علي پناه اشتهاردي درگذشت

سه شنبه، 18 تير ماه

·

ورزشکاران را تنها نخواهيم گذاشت

دوشنبه، 17 تير ماه

·

مرد باردار آمريكايي يك دختر به دنيا آورد

جمعه، 14 تير ماه

·

پذيرش 35 درصد داوطلبان

پنجشنبه، 13 تير ماه

·

اقدام جالب وزارت ارشاد براي ايران !

·

اتومبيلراني بانوان بدنام نشود!

جمعه، 7 تير ماه

·

عمليات اجرايي تشكيل 31 سپاه استاني آغاز شد

چهارشنبه، 5 تير ماه

·

امدادرسانان هلال احمر مسوول كنترل قيمتها شد

دوشنبه، 3 تير ماه

·

وهابيون 20 شيعه را زنده در آتش سوزاندند

شنبه، 1 تير ماه

·

جدول کامل زمانبندی خاموشی ها در شهر تهران

پنجشنبه، 30 خرداد ماه

·

تشييع پيكرمعاون قضايي سراوان در گرگان

·

ازدواج دو کشیش همجنسگرا در انگليس

چهارشنبه، 29 خرداد ماه

·

توليد نخستين خودرو هيدروژني در ژاپن

·

خبرنگاران در كنسرت شجريان نيستند

·

جديدترين روش عمل پيوند ‌لوزالمعده در ايرا

سه شنبه، 28 خرداد ماه

·

بازرسی از منزل نماينده مجلس

دوشنبه، 27 خرداد ماه

·

3 تیر؛ مزایده شماره های رند تلفن همراه

شنبه، 25 خرداد ماه

·

فاز جديد طرح امنيت اجتماعي


مطالب قدیمی تر

 

دنیای موبایل

 

·تبدیل اس ام اس فینگلیش به اس ام اس فارسی ( جهت کاهش هزینه )
·
مجموعه ۴۰ بازی برای گوشی های سامسونگ
·eBuddy
·AstroNix(بازی جنگ هوایی)
·Chess(بازی شطرنج)
·بازی Tetris
·Battles Ships (بازی جنگی)
·C Doom (بازی جنگی)
·(بازی جنگی) Terra Force
·Maze ۳D (بازی معمائی)

ادامه متن ...

 

ملکه زیبایی جهان در سال 2008 (-0-)

2

 

خبر های خوندنی !!! (-23-)

2

 

اهداء لباس مرحوم آیدین نیکخواه بهرامی به مادرش (-60-)

2

 

دومين شماره نشريه الکترونيکی دزفول منتشر شد (-5-)

2

 

مدل کمربند ملیکا ویژه آقایون و خانمها (-18-)

2

 

رمان عشقی دو نیمه سیب - فصل ۱۲ و ۱۳ (-42-)

2

 

جديدترين عکس های بازیگران ايراني (-91-)

2

 

نرم افزار تبدیل گفتار به نوشتار (-31-)

2

 

دنيای از جک ها و اس ام اس های جالب (-109-)

2

 

چگونه شانس بياوريم؟ (-51-)

2

 

تور و مدل موهای عروس خانم ها در دنيای جديدترين مدها (-212-)

2

 

گزارش تصويری از مراسم خاکسپاريی شکيبائی (-340-)

2

 

عکسی از خاطره حاتمی (-108-)

2

 

يك DVD استثنايي 30 كارتون جديد دوبله فارسي (-28-)

2

 

چگونه مي‌توان يك خانواده خوشبخت داشت؟ (-62-)

2

 

عکسی از پوريا شکيبايی در مراسم ترحيم پدرش (-609-)

2

 

جوان را چگونه به نماز بخوانیم (-87-)

2

 

کارتون جذاب فوتباليست ها !! (-29-)

2

 

عکسی از مهدی هاشمی و همسرش گلاب آدينه (-240-)

2

 

رمان عشقی دو نیمه سیب - فصل ۱۱ (-119-)

2

 

عکس هايی از زنده ياد خسرو شکيبايی (-561-)

2

 

مرد باردار آمريكايي يك دختر به دنيا آورد (-906-)

2

 

خسرو شكيبايي هم رفت ... (-423-)

2

 

گالری عکس های جديد عاشقانه (-702-)

2

 

تاثیر روابط عاطفی بر سلامت ‌انسان (-115-)

2

 

رمان عشقی دو نیمه سیب - فصل ۱۰ (-147-)

2

 

عکس های زيبايی ويژه روز پدر (-248-)

2

 

مقاله ای در مورد عاشق شدن (-235-)

2

 

4 قدم برای خوب افتادن در عکس (-559-)

2

 

داستان کوتاه و جالب انار (-117-)

2

 

چند نکته خواندنی در زندگی (-146-)

2

 

چطور از كوچولوي تازه‌وارد نگهداري كنيم (-85-)

2

 

رمان عشقی دو نیمه سیب - فصل ۹ (-140-)

2

 

عکس هایی جدید از ليلا اوتادي (-458-)

2

 

آيا ارتباط دختر و پسر صحيح است؟ (-523-)

2

 

برای تو ای دوست !! . . . (-155-)

2

 

عکس های متحرک و عاشقانه (-1280-)

2

 

با همه لحن خوش آواييم در به در كوچه تنهاييم (-139-)

2

 

چغامیش دزفول ، نخستین مرکز خط و کتاب در ایران (-37-)

2

 

شرايط پس از ازدواج را بشناسيم (-256-)

 

 رمان عش

رمان عشقی دو نیمه سیب

قی دو نیمه سیب

 

 

 

برای خواندن رمان به آدرس زیر آرشیو مراجعه کنید

 

http://www.shirazia.mihanblog.com/Cat/27.aspx

 

داستان زندگي اشرف پهلوي 4

 

از طرف ديگر اشرف و مدافعان و حاميان وي جرايد آن دوره را اجير كردند تا ضمن رفع اتهام از اشرف پهلوي وي را در اين قضيه بي گناه و مظلوم جلوه دهند. به عنوان مثال هفته نامه نامعتبر «ايسي پاري» - چاپ پاريس - مقاله اي با عنوان «اتهام بي شرمانه كه از شاه هتك حرمت مي كند. پاي خواهر او بيهوده در يك ماجراي مواد مخدر به ميان كشيده شد!. . . » چاپ مي كند و ضمن داستاني ساختگي مي نويسد:
«اين بار دشمنان خونين شاه از پست ترين وسائل استفاده كردند تا او را در نظر دربار و ملت ايران كوچك كنند. دشمنان وي خواهر او والاحضرت اشرف را مورد حمله قرار داده و او را متهم به قاچاق مواد مخدر كردند!
اين اتهام براساس «اعترافات» اخير يك بازرگان ايراني در ژنو انجام گرفته بود كه پليس در مورد قاچاق مواد مخدر نسبت به او ظنين بود. مأمورين پليس سوئيس با تعجب شنيدند كه بازرگان مزبور ميان نام اعضاي دسته قاچاقچيان و مشتريان آنان نام خواهر توأم شاه ايران، والا حضرت اشرف را مي آورد.
وي با شهامتي جسارت آميز سعي داشت مأمورين را با يادآور شدن يك داستان قديمي چندين ساله گمراه سازد. در آن زمان در جامه دانهاي يك بانوي اشرافي ايراني حدود ده بسته هروئين پيدا كرده بودند. روزنامه ها اين «ماجرا» را بازگو كردند و به طور مبهم و نامفهوم اين تصور در ميان مردم به وجود آمد كه بانوي مسافري كه نام او فاش نمي شد، خواهر شاه بود. . . »(36)
در نهايت با پي گيري هاي مداوم مهدي بوشهري و همفكري و راهنمايي هاي وكلاي اشرف، قرار شد روزنامه سوئيسي «
Lesuisse
» تحت تعقيب قانوني قرار گيرد. چرا كه اين روزنامه اولين نشريه اي بود كه ماجراي دستگيري و بازداشت اشرف در ارتباط با مواد مخدر را به چاپ رسانده بود تا جاييكه حتي روزنامه هاي فرانسه نيز اين روزنامه سوئيسي را به عنوان منبع خود براي چاپ اين مطلب ذكر كرده بودند. اسداله علم در اين رابطه طي نامه اي به سفير وقت ايران در پاريس (محمود اسفندياري)(37) مي نويسد:
«جناب آقاي محمود اسفندياري سفير شاهنشاه آريامهر - برن
همانطور كه استحضار داريد اخيراً متعاقب مطالب و مقالات توهين آميزي كه عليه ايران در بعضي از روزنامه هاي اروپا درج شده است نسبت هاي نادرستي هم اين روزنامه ها به والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوي داده اند كه معظم لها پس از كسب اجازه از پيشگاه مبارك شاهنشاه آريامهر تصميم به تعقيب قضايي اين روزنامه ها اتخاذ فرمودند. روزنامه اي كه در مراجع قضائي سوئيس تعقيب خواهد شد
Lesuisse مي باشد.
چون روزنامه هاي فرانسه نيز اين مطالب را درج و منبع خود را روزنامه سوئيسي مذكور عنوان نموده اند. خواهشمند است دستور فرمائيد فوراً تمام بريده ها و مطالب و اسناد مورد لزوم را تهيه و در اختيار آقاي فرهاد سپهبدي رايزن سفارت شاهنشاهي در پاريس كه با وكلاي مدافع والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوي در تماس است بگذارند و نتيجه را به اينجانب اطلاع دهند.
اسداله علم - وزيردربار شاهنشاهي»(38)
در پي شكايت اشرف پهلوي از اين روزنامه، آژانس تلگرافيك سوئيس، اعلاميه اي به شرح زير منتشر كرد:
«حضور محترم جناب آقاي امير متقي معاون محترم وزارت دربار شاهنشاهي.
تهران
دوست عزيز
راجع به والاحضرت اشرف پهلوي
آژانس تلگرافيك سوئيس اعلاميه زير را منتشر كرده است
دولت فدرال هيچ چيز نمي داند
برن - 17 ماه مه - دولت فدرال روز چهارشنبه اعلام كرد كه مقامات صلاحيت دار سوئيس هيچ اطلاعي درباره اينكه خواهر شاه ايران را ناچار كرده اند چمدانهاي خود را كه محتوي مواد مخدر بوده در فرودگاه ژنو در اختيار بازجوئي قرار دهد ندارند. در سؤال كوتاهي آقاي زيگلر عضو مجلس نمايندگان (سوسياليست ژنو) كسب اطلاع نمود كه آيا شايعات مربوط به اين مطلب كه در روزنامه هاي سوئيس ]و[ فرانسه منتشر شده صحيح است يا نه؟ دولت فدرال پاسخ داده و اشاره كرد كه درباره اين امر اخبار مطبوعاتي كه نوشته اند مأموران گمرك والاحضرت اشرف را در فرودگاه ژنو بازداشت و چمدانهاي ايشان را بازجويي كرده اند بدون اساس مي باشد.
مقامات ذي صلاحيت كاملاً از چنين واقعه اي بي خبر هستند. من نمي دانم به چه علتي اعلاميه «سوئيس» تأخير شده است، زيرا شرط راه حل همان انتشارات اعلاميه بود.
با عالي ترين احترامات دوستانه
ريموند نيكوله»(39)
در پي انتشار اين اعلاميه روزنامه لوموند اعلام كرد كه دولت سوئيس تكذيب كرده كه اشرف پهلوي در جريان مواد مخدر دخالتي داشته است؛
«دولت سوئيس تكذيب كرده كه والاحضرت اشرف در جريان مواد مخدره دخالتي داشته است. . . . دولت سوئيس اين تكذيبيه را در جواب سؤالي كه توسط يك نماينده سوسياليست ژنو آقاي زيگلر مطرح شده بود منتشر ساخت. »(40)
به اين ترتيب روزنامه لوموند نيز خبر گذشته خود مبني بر بازداشت اشرف در رابطه با قاچاق مواد مخدر را تكذيب كرد و پرونده بازداشت اشرف پهلوي با لطايف الحيل بسته شد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
36- مواد مخدر به روايت اسناد ساواك، چاپ اول، بهمن 1383، ص .213
37- محمود اسفندياري: ديپلمات، فرزند نصراله (سردار مخصوص) نوه حاج محتشم الدوله، متولد .1295 تحصيلات عالي خود را در رشته علوم سياسي در دانشگاه «ليز» پايان داد، به خدمت وزارت امور خارجه در آمد و تدريجاً مراحل ترقي را طي نمود. زماني رايزن سفارت استكهلم و مدتي در سوئيس كاردار بود. در تهران نيز مقام رياست كارگزيني و مديركلي و معاونت وزارت خارجه را احراز كرد. چند سفارت را هم متصدي بود؛ از جمله سفارت ايران در چين. وي در طول خدمت اداري از پشتوانه و حمايت فاميلي اش با وثوق الدوله همواره برخوردار بود. وي در سال 1365 در گذشت.
38 -مواد مخدر به روايت اسناد ساواك، چاپ اول، بهمن 1383، ص .216
39 -همان، ص .219
40 -همان، ص .220

 


بازي موبايل تم , موبايل ,  برنامه موبايل

تريبون آزاد

 

 

فرستنده : سيمين
خوشحالم دوستاني دارم كه جواب سوالهام رو مي دن و از دوستي كه برام نوشته كتاب بخونم (خود شناسي)خواهش ميكنم اسم چند كتاب رو برام بنويسه.ممنونم

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : نگين
ممنونم از دستهايي که برام نوشتند آقا بزرگ مريم جون سولمازعزيزم مريم عزيزم من 5ساله ازدواج کردم بچه هم ندارم ده روزه باهاش حرف نزدم اونم فقط سيگار کشيده هيچ وقت سيگار نمي کشد مرد تيزيه فکر کنم يه چيزايي فهميده

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : shabsyah
سلام به تمام كساني كه عضو سايت راه نرفته هستند من يه مدت كمي هست كه باسايت آشنا شدم اما اينقدر شيفته اين سايت شدم كه روزي يكبار حتماً بايد به ديدن اين سايت بيام مي دونيد چرا اين سايت را دوست دارم چون اكثر كساني كه تو اين سايت هستند مهربان ، صادق ، باايمان ودوست داشتني هستند همه با هم فكر مي كنند وهمه با هم غم يكديگر رامي خورند آفرين به تمام بچه هاي خوب ودوست داشتني اين سايت موفق ومويد باشيد در تمام زندگيتان وخداوند پشت وپناه تمام بچه هاي خوب ومهربان سايت. واميدوارم روزي برسه كه هيچ كس مشكلي نداشته

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : saiid

هميشه تلخترين لحظه ها را کسي مي سازد که قشنگترين لحظه ها را که با او داشتي.

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : خانومي به همسرجون
دوست دارم دوست دارم قدر تمام ادما قدر تمام عاشقا . دل بردي و پنهون شدي از من چرا اي بيوفا. عاشق شدم عاشق شدم از چشم من پنهون نشو تنها شدم تنها شدم تنها نرو تنها نرو پر ميکشي تا اسمون من خسته بي بال و پر روزي که برگردي دگر از من نميبيني اثر

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : مهيار
يه پيشنهاد ميکنم به کتاب خوناش : کتاب 10 قانون انسان بودن اثر دکتر شري کارتر اسکات رو بخونين زندگيتونو با دستاي خودتون عوض ميکنين درس اول : خودتونو دوست داشته باشين.

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : آواره
کژال يه تير بر قلبم زدي و رفتي.

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : منيژه
چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان کسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن! قلبت را خالي نگه دار اگر هم يک روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد به او بگو که تو را بيش تر از خودم وکمتر از خدا دوست دارم زيرا که به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم انچه هستي هديه خداوند به توست و انچه ميشوي هديه ي تو به خدا.

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : منيژه
زندگي دفتري از خاطره هاست، يک نفر در دل شب، يک نفر در دل خاک، يک نفر همدم خوشبختي هاست، يک نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد، ما همه همسفريم.......

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : ياسي
تارا جان يه دليل منطقي براي خودتون ميتونه بهترين راه براي فراموشي باشه.اگر رابطه اي رو به نفعتون نميبينيد قبل از اينکه هر دو آسيبي ببينين بهتره تمومش کنين هر چند سخته ولي ممکنه.

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : mino

كاش دنياي غصه ها زود تمام مي‌شد

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : ستاره
هيچوقت به خدا نگو مشكله بزرگي دارم به مشكل بگو خداي بزرگي دارم

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : مريم
سلام به دوستان خوب تريبون ازاد التماس دعا از همه دوستان بيمار ي دارم ومحتاج به دعاي دوستان ميباشم

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : morteza

بهاره اي كاش مي دونستي چقدر دوست دارم

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده :
سعيد روح اله ولي چطوره ؟ خبري بهم بده خوشحال ميشم

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : دختر زمستون
سلام بچه ها...خوبين؟.براتون ارزوي سلامتي و دل شاد ميکنم........خان داداش..صنم.شما ها کجايين؟اميدوارم هر جا که هستيد خداوند يارتون باشه

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : دلشکسته
سلام من قرار بود با پسري که 3 سال با هم بوديم ازدواج کنم ولي بدون دليل و با رفتن به يک تولد مرا تنها گذاشت ورفت حال خيلي افسرده شدم وياد حرفهاوقولهاي دروغش ديونم ميکنه نااميد شدم لطفا از شما عزيزان مي خوام کمکم کنيد که چه طوري فراموش کنم من واقعادوستش داشتم ودارم .منتظرم.

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : منيژه
دست آوردن آنچه را که ما آرزو داريم موفقيت است اما چيزي را که براي بدست آوردنش تلاش نمي‌کنيم ، خوشبختي است . لوسيا

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : منيژه
هنگامي که تصميمي مي گيريد و هدفي برمي گزينيد تمامي کائنات دست به دست هم مي دهند تا شما موفق شويد و در اين ميان فکر و سخن و عمل شما آنها هدايت ميکند .

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : مريم تنها
سلام حامد جونم من و آنيتا همچنان چشم براه برگشتنت هستيم خواهش ميکنم بيا...

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : غریبه
سخته بفهمي هر شب درد مي کشه...خسته شده...قسم به هر چي قلب پاکه...دعا کنين هالش خوب شه


حرفها و دل نوشته های خود را براي تريبون آزاد به آدرس زير بفرستيد ارسال كنيد

 

ID: nahid_khanomii

Email: nahid_khanomii@yahoo.com

niyosha488@yahoo.com 

 

استجابت دعای زوج جوان

زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.
پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.
زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.
15
سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با اون مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد.
صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.
وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود.
کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم.
زن مایوسانه جواب داد: اون نیست... همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.
کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟
زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه!

nahid_khanomii@yahoo.com  

 

چند نکته برای آنکه جوانتر نشان دهید

 

آيا ميدانستيد:

آفتاب سوختگي ها، حمام آفتاب ها و برنزه کردن ها ممکن است 20 سال شما را پيرتر کند.

استرس ممکن است 3 سال و زندگي در شهرهاي بزرگ و صنعتي 5 سال و رژيم سخت 10 سال به سن شما اضافه نمايد.

طريقي که مادر شما پير شده نشانگر خوبي است که شما در سن 30 سالگي چه شکلي خواهيد شد.

صاف ايستادن و خنديدن مي تواند شما را 10 سال جوانتر نشان دهد.

شرايط دندان هاي شما نيز مي تواند به سن شما بيافزايد و هم از سن شما کم کند . حتما از پزشک معالجتان در مورد سفيد کردن دندان ها و ديگر وسايل آرايشي راهنمايي بخواهيد.

رژيم غذايي بسيار سخت پوست شما را دچار قحطي و کمبود مواد غذايي مي کند. سريع از دست دادن وزن باعث افتادگي و افت پوست ميشود.

هنگاميکه شما خوابيده ايد ميزان احيا و نوسازي سلول هاي پوست در بالاترين ميزان خود مي باشد.

ماهي به علت وجود مقدار زيادي از اسيدهاي چرب در بهترين غذاست براي اينکه شما جوانتر به نظر برسيد

سيگاري ها 5 بار بيشتر از غير سيگاري ها در معرض چين و چروک هاي عميق در پوست دست و صورتشان هستند.

15 سال پيش چيزي که يک کرم مي توانست به شما بدهدتنها مرطوب کنندگي بود. اما ظهور اسيدهاي هيدروکسي آلفا شروعي بود براي مراقبت و محافظت جدي از پوست که مي توانست چروک هاي پوست شما را از بين برده و خاصيت ارتجاعي پوست شما را افزايش دهد. امروزه دانشمندان با کشف راه هاي بهتر براي مقابله با نشانه هاي پيري را با ارائه محصولاتي که اثري عميق و چشمگير بر روي پوست شما داشته باشند را ادامه مي دهند

 yas_sped@yahoo.com

 

رموز برنده شدن در ميدان زندگي

.بازنده شكستهاي خود را ناشي از، تبعيض يا سياست مي داند
برنده ترجيح مي دهد كه، خود را مسئول شكست هايش بداند، و نه ديگران را ولي وقت زيادي را صرف عيب جويي نميكند

.بازنده به قضا و قدر اعتقاد دارد
.
برنده معتقد است، ما با كارهاي درست و اشتباه خود، سرنوشت خويش را تعيين ميكنيم

.بازنده از اين كه بيش از آنچه مي گيرد، بدهد، احساس ميكند بازنده است
.
برنده در چنين موقعيتي احساس ميكند كه اعتبار خود را براي آينده تقويت مي نمايد

بازنده اگر از ديگران عقب به ماند، تندخو و خشن ميشود، و اگر جلوتر از ديگران باشد، بي احتياطي ميكند
.
برنده در هر شرايطي كه قرار بگيرد، آرامش و تعادل خود را حفظ ميكند

.بازنده از اين كه خود و يا ديگران به نقايص وي آگاهي يابند، هراسان است
برنده ميداند كه نارسايي هاي او جزيي از شخصيت وجودي اوست، در حالي كه مي كوشد تا آثار ناگوار اين نقايص را به زدايد، هرگز تاثير آنها را انكار نميكند

بازنده هنگامي كه از ديگران بدرفتاري ميبيند، خشم و ناخشنودي خويش را به زبان نمي آورد و زجر مي كشد، و با انتقام گرفتن از خود، شرايط بدتري را پديد مي آورد
برنده در چنين شرايطي آزادانه، رنجش و آزردگي خود را بيان نموده، تخليه ي احساسي ميكند، سپس مساله را به فراموشي مي سپارد

بازنده به «استقلال» خود مي بالد، در حاليكه به واقع در حال خونسردي است. و به كار گروهي» خود مي بالد، در صورتي كه در حال دنباله روي است، و اراده اي از خود ندارد
برنده ميداند كه كدام تصميم ها را به طور مستقل بگيرد، و كدام يك را پس از مشورت با ديگران

بازنده نسبت به برندگان حسادت كرده، و ديگر بازندگان را حقير ميشمارد.
برنده داوري او درباره ديگران با توجه به چگونگي استفاده آنان از توانايي ها و استعدادهاي خودشان است، نه بر مبناي معيارهاي موفقيت مادي و دنيوي. و براي يك «پسربچه واكسي» كه كارش را استادانه انجام ميدهد، در مقايسه با يك فرصت طلب تمام عيار احترام بيشتري قايل است

بازنده فكر ميكند كه براي بازنده شدن و برنده شدن قوانيني وجود دارد،
برنده مي داند كه هر قاعده اي در هر كتابي را، مي توان ناديده انگاشت ، جز يكي، «هماني كه هستي و ميخواستي ، باش» ، تنها برگ برنده ، در دنيا همين است

بازنده به كساني كه از خودش قوي ترند، تكيه ميكند، و عقده هاي خود را بر سر افراد ضعيفتر از خويش خالي ميكند
برنده روي پاي خود مي ايستد و از اينكه ديگران، به وي تكيه كنند، احساس تحميل شدن نمي كند

azadeh_j59@yahoo.com

 

 

زن به اهریمن گفت:

ـ «مرد، با من به مهربانی و دوستی ست.»

اهریمن، اندیشید. زن ادامه داد:

ـ «مرد، هر صبح مرا به گشت و گذار در باغ ِبرین می برد و مرا هر روز، سدها گل و نسرین هدیه می آورد. روزی به گشتِ کوه ایم و روزی به دیدار دریا. روزی به باغ میوه می­رویم و شبی، در آسمان تیره، ستاره می­شمریم.»

اهریمن، هیچ نگفت. زن پی گرفت:

ـ «مرد، مرا می­بوسد و هربار به گیسوان­ام، گل­های رنگ­رنگ می­گذارد. در هُرم بوسه­های مرد، چیزی هست که دل­ام را بی­تاب می­کند. حسی که می­خواهد جداره­ی قلب­ام را بگشای­اد و از تار و پودِ وجودم بیرون زند، وان­گاه همه در تن او، در پیچد و با او یکی شود.»

اهریمن، سخت در هم رفت. لب بر لب گزید و دست بر دست فشرد. اما هیچ نگفت و خاموش ماند. زن باز گفت:

ـ «مرد، مرا می­ستای­اد. با وی آرامشی دارم که هرگز با هیچ چیز نداشته­ام. خوش­تر از هر بوی گل است و گواراتر از هر شمیم سحر. بر من زیباتر از هر بهاری ست. گویی در این بهشتِ خداوندی، هیچ نعمتی به شکوه و جلال او آفریده نشده و هیچ لذتی، بالاتر از حضور او نیست.»

گویی در دل اهریمن، آتشی شعله می­فروخت. گدازان و دودآمیز. سنگین و داغ. لیک هیچ دم نمی­زد و آرام به واگویه­های زن، گوش فرامی­داد. زن، ادامه داد:

ـ «مرا مرد، خدای­واره­ی زیبایی ست. زیبا و بر دوام. هرآن چه در زنده­گی خواهم در وی بینم و هر چه آرامش جوی­ام، از وی بگزینم. او مرا از آن خود می­خواهد و من این همه را به او تقدیم کرده­ام. مرا از همه می­پوشاند و من در ستر اوی­ام. بر من فرمان می­راند و من از وی فرمان می­پذیرم...»

اهریمن، تاب نیآورد. دستی به مهر و عشق بر دستان زن بگذارد و با آن چشم­های تیره­ی نافذ، در نگاهِ مسخ­اش، خیره شد. اهریمن گفت:

ـ «آیا تا به حال هیچ کس، تو را عاشق بوده است تا بدانی که عشق چیست و چه رنگی دیگر دارد؟...»

زن، اندیشناک، به بوته­های گل سرخ خیره گشت و پاسخ نداد.

اهریمن باز پرسید:

ـ «آیا تا به امروز، شده که وقتی دست­های­ات را به دستِ دل­داده­ای می­دهی، از تبِ تندِ عشق­اش، شعله­ور شوی؟

شده آن گاه که بوسه­ای بر لب­ات می­گذارد، جداره­ی لب­های­ات از شدّتِ سوزناکی­ی آن بوسه، تاول بزند؟

شده تا به حال آن سان در آغوش عاشق­ات فشرده شوی که حس کنی هیچ فاصله­ای میان شما نیست؟

شده تا به اینک آن سان در تو نگاهِ آه­آور و افسون­گر کند که پایابِ هیچ­ات نمانده باشد؟

شده تا به کنون، هیچ قلبی تو را آن سان عاشق شود که جز تو دیگر هیچ ـ حتا خدا را ـ دوست نداشته باشد؟

شده تا به امروز که یک تن، تنها به تو بیاندیشد و جز تو هیچ نخواهد حتا اگرش از بهشت بران­اند و از موهباتِ عدن، محروم­اش کنند؟

شده تا به امروز که دلی در تو آن چنان شعله برافروزد که تمام درختان سرسبز پردیس را تا ریشه بسوزاند و بخشکاند؟

شده آیا که بدانی هر روز، قلبی با طلوع خورشید از عشق تو روشن می­گردد و با غروب آن، در عشق تو می­میرد و با برآمدن ماه، ناله از سر می­گیرد و بر مهتاب می­نگرد تا روی تو را بیند و از آفتاب، نام تو را می­پرسد و هر سیبی که بر شاخ­سار می­بیند، می­چیند تا به یاد لب­های تو از آن بوسه بردارد؟...

آه!... تو چه می­دانی که عشق چیست؟...

تو چه می­دانی که عشق از کدامین فرازه­ی بالابلند آمده است؟ تو چه می­دانی که عشق چیست؟ و عاشق کدام است؟ و لذتِ عاشقی چه طعمی را در ذایقه­ی تو، به یادگار خواهد نهاد؟ تو از عشق چه می­دانی؟

آن گاه که عاشق سراز بالش خواب برمی­دارد، تنها نام معشوق است که بر لب دارد و تنها به امید او ست که روز تازه را می­آغازد. در اطرافِ خانه­ی معشوق می­گذرد تا مگر او را از دورتر فاصله­ای ببیند و آرام گیرد. هرآن چه را که می­اندیشد روزی دستان معشوق با آن آشنا شده و یا روزی آشنا خواهد شد، می­بوسد و می­بوی­اد و بر دیده می­کشد.

آن گاه که عاشق، معشوق را با دیگری می­بیند، از شدتِ خشم و حسادت و غیرت، چون آتش­فشانی گدازان و سوزان، طغیان می­کند. اما هیچ نمی­گوی­اد و خاموشی در زبان می­گیرد. نام معشوق را بر هر چه می­گذارد و آن هرچه را به نام ـ بارها و بارها ـ می­خواند تا مگر دل­اش آرام گیرد...!

آه!... ای زیبای بهشت!... تو چه می­دانی که عشق چیست؟...»

زن، خیره و حیران در اهریمن نگریست. در اهریمن نگریست که چه سان چشمان­اش از شدتِ عشق، گریان و آب­دار شده است! و در اهریمن نگریست که چه­گونه دستان­اش از حرارتِ مهر، سُرخیده­اند! در اهریمن نگریست که تا چه پایه گونه­های موّربِ خوش­تراشی که داشت، در بُغض و بی­تابی، چین برداشته است!

اهریمن را نگریست که چه قدر عاشقانه در چشمان­اش نگریست!

زن، خاموش ماند. اهریمن گفت:

ـ «خدا؛ در این بهشتِ کذایی هیچ فرصت و رخصتِ عشق به ما نخواهد داد و این هوای تیره­ی مسموم، تنها برای همان آدم پرداخته شده تا با تو نردِ بوسه و هم­خوابه­گی ببازد و عشق را بر تو حرام آوَرَد. آدم از عشق چه می­داند؟ که تو را مِلکِ خویش می­خواند و بر تو مالک است. هیچ عاشق بر هیچ معشوقی مالک نیست و تن­اندام هیچ معشوقی، مزرعه­ی عاشق نخواهد بود. این بهشتِ مردانه بر همان خدای و آدم بسنده است که زن را در زیباتر ترانه­ای، چون کِشت­زار می­خوانند و بر او هرآن چه که خود می­پسندند، روا می­دارند.

عشق؛ زاده­ی اهریمن است و تنها من­ام که می­دانم چه پایه باید تو را دوست داشت؟... من­ام که می­دانم گیسوان تو را با چه گل­هایی بیآرای­ام! چه زیورها که بر گردن­ات بیآویزم! چه مهرها که به تو بوَرزم و چه بوسه­ها که بر تو میهمان کنم!

عشق؛ زاده­ی اهریمن است و تنها من­ام که می­دانم تو را باید با کدام واژه سرود؟ و تنها من­ام که می­دانم دستان تُرد و ظریفِ تو را باید با کدام جام و شراب، شست و در کدام بستری از گل­های سرخ، پیچاند؟...

تنها اهریمن است که عشق را درست می­داند و تنها تویی که عشق اهریمن را به درستی می­دانی.

نه آدم و نه خدای آدم، هیچ کدام از این آتشی که در دل من است، آگاهی ندارند و من آن سان تو را در شراره­های محبت و مهر خواهم پوشاند که هیچ دوزخی بر تو حرارت نگیرد. هیچ آتشی بر تو شعله نیآورد و هیچ زمهریری تن به­اندام­ات را سردآجین نگرداند.

من از تو بُتی خواهم ساخت و تو را خواهم پرستید که خدا، برای پرستیدن­ام هیچ علاقه­ای ننهاده است.

و خدا چه می­داند که عشق چیست؟ و خدا چه می­داند که اهریمن چه­گونه و تا به چه اندازه می­توانست او را عاشق باشد؟ و خدا هیچ نمی­دانست که اهریمن چه پایه در وی دل­بسته است!... اما تو می­دانی. تو می­دانی. چرا که تو، زیباترین شکل ممکن هستی، و زیباترین شمایل خدایی...»

زن، هیچ نگفت. گیج در معنای سخن اهریمن ایستاده بود. در وی می­نگریست که دستان تب­دار و کشیده­اش را چه­گونه در هم می­فشارد و چه­گونه ردای سپیدِ بلندش را به این سوی و آن سوی می­کشد تا مگر به تن برهنه­ی زن، عطرآگین شود.

زن پرسید:

ـ «و تو با من نخواهی خـُفت؟...»

اهریمن گفت:

ـ «هرگز. تنها تو را به بوسه­ای میهمان خواهم کرد. که بوسه؛ بزرگ­ترین نشانه­ی عشق است.»

زن پرسید:

ـ «و تو مرا باردار نخواهی کرد؟»

اهریمن گفت:

ـ «هرگز. تنها به تو خواهم نگریست. که نگاه، زیباترین هم­آغوشی­ی با تو ست و تو تنها مرا برای عشق ورزیدن، کفایتی.»

زن پرسید:

ـ «و تو بر من مالک نخواهی بود؟»

اهریمن گفت:

ـ «هرگز. تو از آن ِخودِ خویش خواهی بود. آزاد و رها و هرگاه که مرا بخوانی، با تو و در کنارت خواهم بود.»

زن پرسید:

ـ «و تو مرا بر هیچ کس، حرام نخواهی ندانست؟»

اهریمن گفت:

ـ «هیچ عشقی نیست تا تو را بر دیگری حرام کند. اگر جز من، کسی آمد که تو را عشقی بیش­تر هدیه داد، من بر تو حرام خواهم آمد. که عشق، حلالیتِ ما ست.»

زن پرسید:

ـ «هدیه­ام چه خواهی داد؟»

اهریمن گفت:

ـ «دل... دلی که حتا خدا نیز در آن جایی نخواهد داشت!»

زن گفت:

ـ «چیزی به من بده تا در تو رشته­ی اطمینان ببندم و هرگز از تو نگسل­ام.»

اهریمن چنگ در سینه برد و قلبی سرخ و خونین و تپنده را از میانه­ی آن بیرون کشید. چونان چون سیبی سرخ و رسیده!

و گفت:

ـ «این قلب من است که از آن تو ست. و من جز این دل، هیچ نخواهم داشت که همه را به تو پیش­کش کرده­ام...»

زن، سیب را ستاند که قلبِ اهریمن بود!

 .

.

و آدم، هیچ نمی­دانست!

 vpoone@yahoo.com

 

50 رمز و راز از اینترنت اکسپلورر

اینترنت اکسپلورر یا مرورگر وب میکروسافت پر کاربرد ترین مرور گر وبی است که ملیونها نفر از سراسر جهان به وسیله آن به جستجو در اینترنت می پردازند. این نرم افزار در عین سهولت استفاده که رمز موفقیت آن نیز می باشد رمز و رازهای فراوانی را نیز به همراه خود دارد که با دانستن آنها زندگی اینترنتی شما راحت تر و دلپذیر تر می گردد. 149 راز در مرور گر وب میکروسافت را جای دیگری نخواهید یافت! پس فرصت را از دست ندهید:

 

1 – وقتی ماوس را روی تصویری از یک صفحه وب می بریم، خط جدیدی به نام lmage Bar ظاهر می شود که دارای آیکون هایی برای ذخیره چاپ، ارسال از طریق Email و باز کردن فولدر My Picture (شاید برای این که ببینیم آیا قبلاً تصویر را ذخیره کرده ایم یا نه) می باشد.

اگر معمولاً تصاویر را ذخیره نمی کنید و فکر می کنید lmage Bar مزاحمت ایجاد کرده ، می توانید از طریق منوی Tools ،گزینه Internet Options و صفحه Advanced آن را غیر فعال کنید. در این صفحه، به قسمت Multimedia بروید و علامت گزینه Enable lmage Toolbar را بردارید.

 

2 – بعضی از سایت های عکس های دیجیتالی دارای تصاویری با وضوح و کیفیت بالا هستند، ولی اگر عکس در پنجره مرورگر جا نشود تولید دردسر می کند. در صورت مواجهه باتصویری که به علت بزرگ بودن آن نتوانستید تمام عکس را یکجا در صفحه مشاهده کنید، به جای این که صفحه را به بالا یا پایین (یا به چپ و راست) اسکرول کنید،کمی صبر کیند تا 6IE اندازه آن را برای شما تنظیم کند. اگر ترجیح می دهید عکس را در اندازه واقعی خود ببینید، ماوس را به گوشه پائین در سمت راست برده و روی دکمه مربوطه کلیک کنید.

 

3 – وقتی تصویری را از طریق پست الکترونیک می فرستید، می توانید آن را کوچکتر کنید تا سریعتر به مقصد برسد. در این راستا، می توانید وضوح 480×640،600×800 یا 768×1024 را انتخاب و کاری کنید که تمام تصاویری که می فرستید کوچکتر شوند. دوستانی که به صورت تلفنی با اینترنت ارتباط دارند حتماً از این توجه شما ممنون خواهند شد.

 

4 – اگر برای خود صفحه وبی را دست و پا کرده اید و از ایده ظاهر شدن خط ابراز تصاویر و تشویق بازدیدکنندگان به ذخیره تصاویر شما خوشتان نمی آید، می توانید این خط ابراز را برای تک تک تصاویر یا همه آنها غیر فعال کنید، برای این منظور با دستور خط ابراز را به طور کامل از کار بیندازید و یا خط GALLERYIMG=”no” را در برچسب های IMG خود اضافه کنید.

 

5 – خط ابراز Lmage برای تصاویر کمتر از 130×130 پیکسل ظاهر نمی شود،به همین دلیل برای ذخیره این نوع تصاویر باید از همان روش مرسوم کلیک راست استفاده کیند.

 

6 - IE6 ابزارهایی بهتری برای کار با کوکی ها دارد تمام امکانات موجود را می توانید از صفحه Privacy کادر محاوره Internet Options (که از طریق منوی Tools باز می شود) مشاهده کنید . به علاوه، بد نیست سری به آدرس http://www.w3.org/P3P بزنید و اطلاعات بیشتری درباره P3P (قوانین زیر بنایی برای اولویت های حفظ حریم خصوصی) که مایکروسافت ابزارهای جدیدش را بر اساس آنها بنا نهاده به دست بیاورید.

 

7 – بعضی کوکی ها مفید هستند . مثلاً سایتهای فروشگاهی از جمله Amazon.com به کمک این کوکی ها از خریدهای شما مطلع شده و محصولات جدید را به شما پیشنهاد می دهند، یا سایت Microsoft Support با استفاده از آنها اطلاعات کاملی از جستجوهای اخیر شما به دست می آورد. این کوکی ها به کوکی های «شخص اول» موسومند. کوکی های طرف سوم از وب سایتی متفاوت (طرف سوم) پدید می آیند که معمولاً جنبه تبلیغاتی دارند (مثل Double Click یا AOL) . این شبکه های تبلیغاتی برای بسیاری از سایت های وب تبلیغات می کنند، پس می توانند بفهمند که شما به کدام یک از این سایت ها سر زده اید. اگر دوست ندارید چنین اطلاعاتی درباره شما در جایی نگهداری شود، IE6 می تواند کوکی های تمام شرکت های طرف سوم، یا شرکت هایی که تعهدی در رعایت حفظ اطلاعات خصوصی شما نمی دهند را مسدود کند.

 

::::SaRa:::: 

اگر غـذاي فلفل دار و تند مي خـوريد، بـيـشتر عمر خواهيد کـرد. امـروزه، تـحـقـيـقات نـشـان مـــي دهد کسـانـي کــه غـذاهــاي فلفل دار با سسهاي تند را در برنامه غذاييشان جــا مي دهند، سالم تر و طولاني تر از افرادي که غذاهاي تند نمي خورند زندگي خواهند کرد.

پـس بـه راهـتـان ادامـه بـدهيــد، مـقدار بيــشتري فلفل به تخم مرغتان اضافه کنيد و مقداري گالينا بلانكا روي استيك بريزيد. با اينکار زندگيتان را طولاني تر خواهيد کرد.

 

تاريخچه انواع فلفل ها

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فرهنگ هاي بسياري در سرتاسر جهان در طول سال ها از ادويه ها و سس هاي تند، نه فقط براي مزه، استفاده کرده اند. فلفل و ادويه هاي تند و ساير ادويه جات در ابتدا در تمدن هاي باستاني براي تزئينات و مصارف داروئي استفاده مي شد. امروزه، ترکيبات بسياري از غذاهاي سنتي هنوز در امريکاي لاتين، آسيا، خاورميانه و آفريقا مورد استفاده قرار مي گيرند. متداول ترين نوع فلفل که در سر تا سر جهان مورد استفاده قرار مي گيرد، شيلي پِپِر يا همان فلفل قرمز است که بعد از نمک محبوب ترين ادويه به حساب مي آيد. اين نوع فلفل ابتدا در پرو، مکزيک و توسط سرخپوستان امريکايي 1000 سال قبل از ميلاد مسيح در قرن 15 و 16 استفاده مي شد. فلفل قرمز و ساير انواع فلفل هاي ادويه دار توسط کاشفين به ساير جهانيان در اروپا، آسيا و افريقا معرفي شدند.

اخيراً چين، ترکيه، نيجريه، اسپانيا و مکزيک بزرگ ترين توليد کننده هاي فلفل قرمز دز جهان هستند و محصولاتشان را به همه ي نقاط صادر مي کنند. امروزه، يافتن اين نوع فلفل ها و ساير ادويه جات تند کار بسيار ساده اي است. در هر سوپر مارکتي يافت مي شود.

چرا ادويه جات تند سلامتي بخش هستند؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تمام فايده ها و اثرات مثبت فلفل قرمز و ساير فلفل هاي تند در کپساي سين، شيره اين فلفل هاست که تندي اين فلفل ها نيز به خاطر وجود اين ماده است. کپساي سين ماده اي بي بو و بي مزه است و از نظر علمي ثابت شده است که در بسياري از موارد از قبيل فشار خون، کلسترول، درد مفاصل، افسردگي و مشکلات گوارشي براي سلامتي مفيد است.

کپساي سين ابتدا درد را کمي تحريک مي کند اما بعد شدت آن را کاهش مي دهد. به اين دليل معمولاً از کپساي سين به عنوان درماني مناسب براي رهايي از درد به خصوص براي درد هاي بعد از عمل جراحي، درد مفاصل، درد گلو و ناراحتي هاي پوستي خاص استفاده مي شود. اما فلفل ها تنها مواد تند مزه اي نيستند که سلامتي شما را بالا مي برند.

زردچوبه که ماده اصلي بسياري از سس هاي تند و کاري ها است و اولين بار در غذاهاي خاور ميانه، هند و آسياي جنوب شرقي يافت شده است، نيز بسياري فايده ها از خود نشان داده است.

ماده اصلي زردچوبه، کارکامين است که پيشرفت بعضي امراض ويروسي را در بدن کند ميکند. اخيراً هم نتايجي در مورد بروز بيماري آلزايمر نشان داده است و مي تواند به عنوان دارويي جلوگيري کننده در اين رابطه استفاده شود.

تحقيقات اخير نشان مي دهد که در فرهنگ هايي که در برنامه ي غذاييشان از فلفل و ادويه جات استفاده مي کنند، بيماري هاي سرطاني و حملات قلبي و انسداد جريان خون کمتر اتفاق مي افتد.

غذاهاي تند بخوريد، بيشتر زندگي کنيد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گفته ميشود که فلفل قرمز و ساير ادويه جات تند باعث تنگي نفس، زخم معده و دل درد مي شود. بايد بگوييم که به جز تنگي نفس، از بيشتر ادويه جات و سس هاي تند در حقيقت براي علاج يا جلوگيري از اين ناخوشي ها استفاده مي شود. رژيم هاي غذايي که در آن ها بسيار از فلفل قرمز و ساير فلفل هاي حاوي کپساي سين و بسياري ادويه هاي تند ديگر مثل زردچوبه استفاده مي شود، سلامتي عمومي بدن را بالا مي برد و ممکن است از خيلي بيماري هاي جدي و خطرناک جلوگيري کند.

 

 

amin_oghab_bolandparvaz@yahoo.com

 

كاريكلماتور شماره 50

 

ــ موجود بدبين با خورشيد آدم برفي مي سازد .
ــ قفسي كه فكر پرنده نتواند در آن پرواز كند هنوز ساخته نشده است .
ــ اگر خودم هم مانند ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسيده بودم .
ــ به عقيده گيو تين سر آدم زيادي است .
ــ با چوب درختي كه برف كمرش را شكسته بود پارو ساختم .
ــ هر درخت پير صندلي جواني ميتواند باشد .
ــ خواب غفلت احتياج به بستر ندارد

 

دانلود آهنگ ها و موسيقي

 

Rahenarafteh Group - 2003 - 2008